امام صادق(ع) : هیچ معجزه‌اى از معجزات انبیاء نیست مگر اینکه خداوند آن را به دست حضرت قائم(عج) براى اتمام حجت بر دشمنان ظاهر خواهد کرد
آخرین اخبار
صفحه اصلي > ادبی هنری 
اخبار > تقابل مافیای شبه روشنفکری با شکوفایی سینمای متعهد
 


wu36666jjg39_647365.jpg
تحلیلی بر چرایی عدم استقبال بدنه سینمای ایران از رکوردشکنی «محمد رسول الله»
تقابل مافیای شبه روشنفکری با شکوفایی سینمای متعهد
به همین دلایل نیز، مواجهه غیراخلاقی طیف به ظاهر مستقل و روشنفکر سینمای ایران با فیلم «محمد رسول الله(ص)» یک امر طبیعی است. اما این مواجهه، همان طور که بیان شد نه برای منافع و مصالح سینمای ایران، بلکه برای منافع شخصی و باندی است.

مهدی امیدی// خبر مهم بود؛ فیلم «محمد رسول الله(ص)» پس از اینکه رکورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به نام خود ثبت کرد، در خارج از کشور هم با استقبال همراه شد. این اولین بار نیست که یک فیلم مذهبی و ارزشی مورد استقبال مردم قرار می گیرد، اما قرار گرفتن فیلمی با درونمایه دینی و با محوریت پیامبر اسلام در صدر جدول فروش و همچنین جذب تماشاگر عام جهانی، گویای یک اتفاق فرهنگی و ملی مهم است.

اما فیلم «محمد رسول الله(ص)» اثر ارزشمند سینمای کشورمان، بزرگ ترین فیلم تاریخ هنر هفتم ایران درباره سرور و سالار آفرینش هم مثل خیلی دیگر از آثار فرهنگی و هنری ارزشمند، از گزند بخل و بدخواهی در امان نماند. درست در روزهایی که خیلی از مردم با شوق و علاقه به تماشای این فیلم می رفتند، گروهی که خود را برتر از مردم می دانند و از برج عاج خود به جامعه می نگرند، سیاست بایکوت و تحریم را درباره این فیلم در پیش گرفتند.

 البته کار آنها به داخل کشور محدود نماند، بلکه گروهی از سینماگران که خود را فیلمساز مستقل و روشنفکر می نامند، به محافل و جشنواره های خارجی نیز نامه نوشتند و گفتند که فیلم جدید مجیدی یک فیلم حکومتی است و ربطی به بدنه سینمای ایران ندارد و خواستار تحریم این فیلم شدند! بدون تردید اگر چنین فیلمی در کشور اسلامی دیگری، مثلا در ترکیه، مصر یا سوریه ساخته می شد، روشنفکران و هنرمندان و منتقدان آن کشور برایش سر و دست می شکستند. اما در کشور ما، افرادی که همواره به بهانه مخالف خوانی و اپوزیسیون نمایی، سعی در انکار و نادیده گرفتن هنر ملی و بومی دارند، این بار هم فیلم مجید مجیدی، فیلمی درباره پیامبر اعظم(ص) را هدف قرار دادند.

 به طور معمول، وقتی یک فیلم در یک کشور رکوردها را جابجا می کند، همه اهالی فرهنگ و هنر و به طور خاص سینماگران، از سرسخت ترین موافقان آن فیلم گرفته تا تندترین مخالفانش به بحث و نظر درباره این موفقیت می پردازند. اما در کشور ما این جریان کاملا برعکس است. یعنی هر فیلمی که تبدیل به پدیده می شود، حرف، داستان یا موضوع تازه ای را ارائه می دهد یا رکورد فروش را می شکند، کمتر مورد توجه گروه های به اصطلاح نخبه قرار می گیرد! مصداق بارز چنین برخوردی، واکنش گروه های روشنفکرنما به فیلم های مسعود ده نمکی بود.

 در اینکه می توان و باید فیلم های ده نمکی را نقد کرد، هیچ مخالفتی نیست، اما مسئله مهم، تضاد در رفتار طیفی است که همیشه فریاد حمایت از سینما را سر می دهند. گروهی که مدعی روشنفکری هستند، با اینکه آثارشان به طور معمول فاقد مخاطب است اما همواره به منتقدان خود، برچسب «ضد سینما» می زنند! اما عجیب است که همین طیف در مواجهه با فروش گسترده فیلم های ده نمکی و این بار، رکوردشکنی فیلم «محمد رسول الله(ص)» که به رونق و تقویت سینمای کشور می انجامد، ناراحت هستند! این درحالی است که فیلم های ده نمکی، به ویژه سه گانه «اخراجی ها» یا فیلم «محمد رسول الله(ص)» (بدون اینکه بخواهیم آن ها را با هم مقایسه کنیم)، اگر نبودند، چه بسا بسیاری از سالن های سینما در سطح کشور تعطیل می شدند. در آن صورت، فیلمسازان مخالف فیلم های مجیدی و ده نمکی که از پرفروش شدن و رکوردشکنی این فیلم ها ناخوش هستند، تعداد سالن های سینمای کمتری برای اکران فیلم های خود می یافتند.

 این تناقض، گویای انحصارطلبی جریان موسوم به شبه روشنفکری است. این موضوع نشان می دهد که این جریان بیش از آنکه دغدغه و مسئله سینمای ملی را داشته باشد، متوجه جایگاه گروه خودش است. طیف شبه روشنفکر ما که به افکار سکولار گرایش دارد، درخشش هنر دینی را تهدیدی برای موجودیت خود می داند. این رفتار، تنها به زمان حال و بداخلاقی با فیلم «محمد رسول الله(ص)» محدود نمی شود. در طول تاریخ معاصر ما این گونه رفتارها بارها تکرار شده است. شاید یکی از نمونه های قدیمی و قابل تأمل بداخلاقی غربزده ها در مقابل آثار هنری دینی، تفسیر شگفت انگیز احمد شاملو بر شعرهای حافظ باشد. شاملو در یکی از نوشته های خود، حافظ را فردی بی دین و مذهب ستیز معرفی کرده بود که مردم ایران به اشتباه، این شعرها را معنوی و مینوی می دانند! این هم یک نوع تلاش برای آسیب زدن به فرهنگ و ادب ملی ایرانی محسوب می شود.

 تحقیر و تحریم فیلم های مسعود ده نمکی از سوی جریان شبه روشنفکری نیز نه به خاطر ضعف های ساختاری و محتوایی آثار وی، بلکه به خاطر پیامی است که به مردم می دهد. ده نمکی به بسیاری از جوانان طبقات محروم جامعه ثابت کرد که می توان بدون قرار داشتن در جریان ها و مافیاهای هنری در سینما به موفقیت رسید. این پیام، برای سردمداران این مافیاها گران تمام شد.

 اما حکایت فیلمسازانی که خود را «مستقل» و «آزادی خواه» می پندارند، با فیلم «محمد رسول الله(ص)» متفاوت است. این گروه از سینماگران، طی 30 سال گذشته و با برخورداری از حمایت های دولتی، تبدیل به نورچشمی های جشنواره های غربی شده اند. حضور مکرر آثار آن ها در فستیوال ها، تعریفی کلیشه ای از سینمای ایران به وجود آورده است. آنها فیلم ایرانی را فیلمی پوچ گرا، سیاه نما و مبتنی بر تحقیر مردم کشور خودی تعریف کرده اند. اما حالا فیلمی به آن سوی مرزها راه یافته است که همه این کلیشه ها و تصاویر و تصورات را به هم می زند. مخاطب غربی، این بار با فیلمی مواجه است که معنویت و انسانیت را جایگزین پوچگرایی کرده است، به جای سیاه نمایی، نمایشگر نور و روشنایی است و با تحقیر انسان ها و فرهنگ و اعتقادات مردم ایران نیز سر ستیز دارد. همچنین فیلم «محمد رسول الله(ص)» تنها به جشنواره ها و جوایز سینمایی غربی محدود نیست؛ بلکه در سالن های سینمایی و برای عموم مردم به نمایش درآمده است. به طور طبیعی، این فیلم می تواند جایگاه ضعیف و محدود فیلم های جشنواره ای و شبه روشنفکرانه را بیش از پیش به رخ بکشد.

 به همین دلایل نیز، مواجهه غیراخلاقی طیف به ظاهر مستقل و روشنفکر سینمای ایران با فیلم «محمد رسول الله(ص)» یک امر طبیعی است. اما این مواجهه، همان طور که بیان شد نه برای منافع و مصالح سینمای ایران، بلکه برای منافع شخصی و باندی است.

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج