امام صادق(ع) : هیچ معجزه‌اى از معجزات انبیاء نیست مگر اینکه خداوند آن را به دست حضرت قائم(عج) براى اتمام حجت بر دشمنان ظاهر خواهد کرد
آخرین اخبار
صفحه اصلي > آخرین اخبار 
اخبار > میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب، را تبریک عرض مینماییم
 


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب، را تبریک عرض مینماییم
و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4) يعنى پيش از آن حضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او و اين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

 
سیری در زندگی حضرت علی (ع)

كیفیت‌ ولادت حضرت علی(ع)

حضرت ‌على‌(ع‌) نخستین‌ فرزند خانواده‌ هاشمى‌ است‌ كه‌ پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم‌اند. پدرش‌ ابوطالب‌ فرزند عبدالمطلب‌ فرزند هاشم‌ بن‌ عبدمناف‌ است‌ و مادر او فاطمه‌ دختر اسد فرزند هاشم‌ بن‌ عبدمناف‌ مى‌باشد. خاندان‌ هاشمى‌ از لحاخ‌ فضائل‌ اخلاقى‌ و صفات‌ عالیه‌ انسانى‌ در قبیله‌ قریش‌ و این‌ طایفه‌ در طوایف‌ عرب‌، زبانزد خاص‌ و عام‌ بوده‌است‌. فتوت‌، مروت‌، شجاعت‌ و بسیارى‌ از فضایل‌ دیگر اختصاص‌ به‌ بنى‌هاشم‌ داشته‌ است‌. یك‌ از این‌ فضیلت ها در مرتبه‌ عالى‌ در وجود مبارك‌ حضرت ‌على‌(ع‌) موجود بوده‌است‌. فاطمه‌ دختر اسد به‌ هنگام‌ درد زایمان‌ راه‌ مسجدالحرام‌ را در پیش‌ گرفت‌ و خود را به‌ دیوار كعبه‌ نزدیك‌ ساخت‌ و چنین‌ گفت‌:

" خداوندا ! به‌ تو و پیامبران‌ و كتاب هایى‌ كه‌ از طرف‌ تو نازل‌ شده‌اند و نیز به‌ سخن‌ جدم‌ ابراهیم‌ سازنده‌ این‌ خانه‌ ایمان‌ راسخ‌ دارم‌. پرودگارا ! به‌ پاس‌ احترام‌ كسى‌ كه‌ این‌ خانه‌ را ساخت‌، و به‌ حق(‌2) " كودكى‌ كه‌ در رحم‌ من‌ است‌، تولد این‌ كودك‌ را بر من‌ آسان‌ فرما ! لحظه‌اى‌ نگذشت‌ كه‌ دیوار جنوب‌ شرقى‌ كعبه‌ در برابر دیدگان‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌ و یزید بن‌ تعف‌ شكافته‌ شد.

فاطمه‌ وارد كعبه‌ شد، و دیوار به‌ هم‌ پیوست‌. فاطمه‌ تا سه‌ روز در شریف ترین‌ مكان‌ گیتى‌ مهمان‌ خدا بود. و نوزاد خویش‌ سه‌ روز پس‌ از سیزدهم‌ رجب‌ سى‌ام‌ عام‌ الفیل‌ فاطمه‌(3) را به‌ دنیا آورد. دختر اسد از همان‌ شكاف‌ دیوار كه‌ دوباره‌ گشوده‌ شده ‌بود بیرون‌ آمد و گفت: (‌4) " پیامى‌ از غیب‌ شنیدم‌ كه‌ نامش‌ را " على‌ " بگذار. "

 

دوران‌ كودكى‌:

حضرت‌على‌(ع‌) تا سه‌ سالگى‌ نزد پدر و مادرش‌ بسر برد و از آن جا كه‌ خداوند مى‌خواست‌ ایشان‌ به‌ كمالات‌ بیشترى‌ نائل‌ آید، پیامبر اكرم‌(ص‌)وى‌ را از بدو تولد تحت‌ تربیت‌ غیر مستقیم‌ خود قرار داد. تا آن كه‌، خشكسالى‌ عجیبى‌ در مكه‌ واقع‌ شد. ابوطالب‌ عموى‌ پیامبر، با چند فرزند با هزینه‌ سنگین‌ زندگى‌ روبرو شد. رسول‌ اكرم‌(ص‌) با مشورت‌ عموى‌ خود عباس‌ توافق‌ كردند كه‌ هر یك‌ از آنان‌ فرزندى‌ از ابوطالب‌ را به‌ نزد خود ببرند تا گشایشى‌ در كار ابوطالب‌ باشد. عباس‌، جعفر را و پیامبر(ص‌)،(5) على‌(ع‌) را به‌ خانه‌ خود بردند. به‌ این‌ طریق‌ حضرت‌على‌(ع‌) به‌ طور كامل‌ در كنار پیامبر قرار گرفت‌. على‌(ع‌) آنچنان‌ با پیامبر(ص‌)همراه‌ بود، حتى‌ هرگاه‌ پیامبر از شهر(6) خارج‌ مى‌شد و به‌ كوه‌ و بیابان‌ مى‌رفت‌ او را نیز همراه‌ خود مى‌برد.

بعثت‌ پیامبر(ص‌) و حضرت‌على‌(ع‌) :

شكى‌ نیست‌ كه‌ سبقت‌ در كارهاى‌ خیر نوعى‌ امتیاز و فضیلت‌ است‌. و خداوند در آیات‌ بسیارى‌ بندگانش‌ را به‌ انجام‌ آن ها، و سبقت‌ گرفتن‌ بر یكدیگر(7) دعوت‌ فرموده‌است‌. از فضایل‌ حضرت‌على‌(ع‌) است‌ كه‌ او نخستین‌ فرد ایمان‌ آورنده‌ به‌ پیامبر(ص‌) باشند.

ابن‌ابى‌الحدید در این‌ باره‌ مى‌گوید: بدان‌ كه‌ در میان‌ اكابر و بزرگان‌ و متكلمین‌ گروه‌ " معتزله‌ " اختلافى‌ نیست‌ كه‌ على‌بن‌ابیطالب‌ نخستین‌ فردى‌ است‌ كه‌ به‌ اسلام‌ ایمان‌ آورده‌ و پیامبر خدا را تایید كرده‌است‌.

حضرت‌على‌(ع‌) نخستین‌ یاور پیامبر(ص‌) :

پس‌ از وحى‌ خدا و برگزیده‌ شدن‌ حضرت‌محمد(ص‌) به‌ پیامبرى‌ و سه‌ سال‌دعوت‌ مخفیانه‌، سرانجام‌ پیك‌ وحى‌ فرا رسید و فرمان‌ دعوت‌ همگانى‌ داده‌شد. در این‌ میان‌ تنها حضرت‌على‌(ع‌) مجرى‌ طرح هاى‌ پیامبر(ص‌) در دعوت‌ الهیش‌ و تنها همراه‌ و دلسوز آن‌ حضرت‌ در ضیافتى‌ بود كه‌ وى‌ براى‌ آشناكردن‌ خویشاوندانش‌ با اسلام‌ و دعوتشان‌ به‌ دین‌ خدا ترتیب‌ داد. در همین‌ ضیافت‌ پیامبر(ص‌) از حاضران‌ سؤوال‌ كرد: چه‌ كسى‌ از شما مرا در این‌ راه‌ كمك‌ مى‌كند تا برادر و وصى‌ و نماینده‌ من‌ در میان‌ شما باشد ؟

فقط على‌(ع‌) پاسخ‌ داد: اى‌ پیامبر خدا ! من‌ تو را در این‌ راه‌ یارى‌ مى‌كنم‌ .

پیامبر(ص‌) بعد از سه‌ بار تكرار سؤوال‌ و شنیدن‌ همان‌ جواب‌ فرمود: اى‌ خویشاوندان‌ و بستگان‌ من‌، بدانید كه‌ على‌(ع‌) برادر و وصى‌ و خلیفه‌ پس‌ از من‌ در میان‌ شماست‌. از افتخارات‌ دیگر حضرت‌ على‌(ع‌) این‌ است‌ كه‌ با شجاعت‌ كامل‌ براى‌ خنثى‌ كردن‌ توطئه‌ مشركان‌ مبنى‌ بر قتل‌ رسول‌ خدا(ص‌) در بستر ایشان‌ خوابید و زمینه‌ هجرت‌ پیامبر(ص‌) را آماده‌ ساخت‌.

حضرت‌ على‌(ع‌) بعد از هجرت‌:

بعد از هجرت‌ حضرت‌على‌(ع‌) و پیامبر(ص‌) به‌ مدینه‌ دو نمونه‌ از فضایل‌ على‌(ع‌) را بیان‌ مى‌نمائیم‌:

1. جانبازى‌ و فداكارى‌ در میدان‌ جهاد: حضور وى‌ در 26 غزوه‌ از 27 غزوه‌ پیامبر(ص‌) و شركت‌ در سریه‌هاى‌ مختلف‌ از افتخارات‌ و فضایل‌ آن‌ حضرت‌ است‌.

2. ضبط و كتابت‌ وحى‌(قرآن‌) كتابت‌ وحى‌ و تنظیم‌ بسیارى‌ از اسناد تاریخى‌ و سیاسى‌ و نوشتن‌ نامه‌هاى‌ تبلیغى‌ و دعوتى‌ از كارهاى‌ حساس‌ و پرارج‌ امام‌(ع‌) بود. ایشان‌ آیات‌ قرآن‌ چه‌ مكى‌ و چه‌ مدنى‌، را ضبط مى‌كرد. به‌ همین‌ علت‌ است‌ كه‌ وى‌ را از كاتبان‌ وحى‌ و حافظان‌ قرآن‌ به‌ شمار مى‌آورند. در این‌ دوران‌ بود كه‌ پیامبر(ص‌) فرمان‌ اخوت‌ و برادرى‌ مسلمانان‌ را صادر فرمود و با حضرت‌على‌(ع‌) پیمان‌ برادرى‌ و اخوت‌ بست‌ و به‌ حضرت‌على‌(ع‌) فرمود: " تو برادر من‌ در این‌ جهان‌ و سراى‌ دیگر هستى‌. به‌ خدایى‌ كه‌ مرا به‌ حق‌ برانگیخته‌است‌ ... تو را به‌ برادرى‌ خود انتخاب‌ مى‌كنم‌، اخوتى‌ كه‌ دامنه‌ آن‌ هر دو جهان‌(8)را فرا گیرد. "

حضرت ‌على‌(ع‌) داماد رسول‌ اكرم‌(ص‌) :

عمر و ابوبكر با مشورت‌ با سعد معاذ رئیس‌ قبیله‌ اوس‌ دریافتند جز على‌(ع‌) كسى‌ شایستگى‌ زهرا(س‌) را ندارد. لذا هنگامى‌ كه‌ على‌(ع‌) در میان‌ نخل هاى‌ باغ‌ یكى‌ از انصار مشغول‌ آبیارى‌ بود موضوع‌ را با ایشان‌ در میان‌ نهادند و ایشان‌ فرمود: دختر پیامبر(ص‌) مورد میل‌ و علاقه‌ من‌ است‌. و به‌ سوى‌ خانه‌ رسول‌ به‌ راه‌ افتاد. وقتى‌ به‌ حضور رسول ‌اكرم‌(ص‌) رسید، عظمت‌ محضر پیامبر(ص‌) مانع‌ از آن‌ شد كه‌ سخنى‌ بگوید، تا این كه‌ رسول ‌اكرم‌(ص‌) علت‌ رجوع‌ ایشان‌ را جویا شد و حضرت‌على‌(ع‌) با تكیه‌ به‌ فضایل‌ و تقوا و سوابق‌ درخشان‌ خود در اسلام‌ فرمود: " آیا صلاح‌ مى‌دانید كه‌ فاطمه‌ را در عقد من‌ در آورید ؟ " پس‌ از موافقت‌ حضرت‌ زهرا(س‌) آن‌ حضرت‌ به‌ دامادى‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌) نائل‌ آمدند.

غدیر خم‌:

پیامبر(ص‌) بعد از اتمام‌ مراسم‌ حج‌ در آخرین‌ سال‌ عمر پربركتش‌ درراه‌ برگشت‌ در محلى‌ به‌ نام‌ غدیرخم‌ در نزدیكى‌ جحفه‌ دستور توقف‌ داد، زیرا پیك‌ وحى‌ فرمان‌ داده‌بود كه‌ پیامبر(ص‌) باید رسالتش‌ را به‌ اتمام‌(9)برساند. پس‌ از نماز ظ‌هر پیامبر(ص‌) بر بالاى‌ منبرى‌ از جهاز شتران‌ رفت‌ و فرمود:

" اى‌ مردم‌ ! نزدیك‌ است‌ كه‌ من‌ دعوت‌ حق‌ را لبیك‌ گویم‌ و از میان‌ شما بروم‌ درباره‌ من‌ چه‌ فكر مى‌كنید ؟ " مردم‌ گفتند :" گواهى‌ مى‌دهیم‌ كه‌ تو آیین‌ خدا را تبلیغ‌ مى‌كردى‌ "

پیامبر فرمود: " آیا شما گواهى‌ نمى‌دهید كه‌ جز خداى‌ یگانه‌، خدایى‌ نیست‌ و محمد بنده‌ خدا و پیامبر اوست‌ ؟ "

مردم‌ گفتند: " آرى‌، گواهى‌ مى‌دهیم‌. "

سپس‌ پیامبر(ص‌) دست‌ حضرت‌على‌(ع‌) را بالا گرفت‌ و فرمود: " اى‌ مردم‌ ! در نزد مؤمنان‌ سزاوارتر از خودشان‌ كیست‌ ؟

" مردم‌ گفتند: " خداوند و پیامبر او بهتر مى‌دانند. " سپس‌ پیامبر فرموند:

" اى‌ مردم‌ ! هر كس‌ من‌ مولا و رهبر او هستم‌، على‌ هم‌ مولا و رهبر اوست‌. " و این‌ جمله‌ را سه‌ بار تكرار فرمودند.

بعد مردم‌ این‌ انتخاب‌ را به‌ حضرت‌على‌(ع‌) تبریك‌ گفتند و با وى‌ بیعت‌ نمودند.

حضرت‌ على‌(ع‌) بعد از رحلت‌ رسول‌اكرم‌(ص‌) :

پس‌ از رحلت‌ رسول ‌اكرم‌(ص‌) به‌ علت‌ شرایط خاصى‌ كه‌ بوجود آمده ‌بود ،حضرت‌على‌(ع‌) از صحنه‌ اجتماع‌ كناره‌ گرفت‌ و سكوت‌ اختیار كرد. نه‌ در جهادى‌ شركت‌ مى‌كرد و نه‌ در اجتماع‌ به‌ طور رسمى‌ سخن‌ مى‌گفت‌. شمشیر در نیام‌ كرد و به‌ وظ‌ایف‌ فردى‌ و سازندگى‌ افراد مى‌پرداخت‌. فعالیت هاى‌ امام‌ در این‌ دوران‌ به‌ طور خلاصه‌ این گونه‌ است‌ :

1. عبادت‌ خدا آن هم‌ در شان‌ حضرت‌ على‌(ع‌)

2. تفسیر قرآن‌ و حل‌ مسائل‌ دینى‌ و فتواى‌ حكم‌ حوادثى‌ كه‌ در طول‌ 23 سال‌ زندگى‌ پیامبر(ص‌) مشابه‌ نداشت‌.

3. پاسخ‌ به‌ پرسش هاى‌ دانشمندان‌ ملل‌ و شهرهاى‌ دیگر.

4. بیان‌ حكم‌ بسیارى‌ از رویدادهاى‌ نوظ‌هور كه‌ در اسلام‌ سابقه‌ نداشت‌.

5. حل‌ مسائل‌ هنگامى‌ كه‌ دستگاه‌ خلافت‌ در مسائل‌ سیاسى‌ و پاره‌اى‌ از مشكلات‌ با بن‌بست‌ روبرو مى‌شد.

6. تربیت‌ و پرورش‌ گروهى‌ كه‌ از ضمیر پاك‌ و روح‌ آماده‌، براى‌ سیر و سلوك‌ برخوردار هستند.

7. كار و كوشش‌ براى‌ تامین‌ زندگى‌ بسیارى‌ از بینوایان‌ و درماندگان‌ تا آن جا كه‌ با دست‌ خویش‌ باغ‌ احداث‌ مى‌كرد و قنات‌ استخراج‌ مى‌نمود و سپس‌ آن ها را در راه‌ خدا وقف‌ مى‌نمود.

خلافت‌ حضرت‌على‌(ع‌) :

در زمان‌ خلافت‌ حضرت‌على‌(ع‌) جنگ هاى‌ فراوانى‌ رخ‌ داد از جمله‌ صفین‌، جمل‌ و نهروان‌ كه‌ هر یك‌ پیامدهاى‌ خاصى‌ به‌ دنبال‌ داشت‌.

شهادت‌ امام‌ على‌(ع‌) :

بعد از جنگ‌ نهروان‌ و سركوب‌ خوارج‌ برخى‌ از خوارج‌ از جمله‌ عبدالرحمان‌ بن‌ ملجم‌ مرادى‌، و برك‌بن‌عبدالله‌ تمیمى‌ و عمروبن‌ بكر تمیمى‌ در یكى‌ از شب ها گرد هم‌ آمدند و اوضاع‌ آن‌ روز و خونریزى‌ها و جنگ هاى‌ داخلى‌ را بررسى‌ كردند و از نهروان‌ و كشتگان‌ خود یاد كردند و سرانجام‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند كه‌ باعث‌ این‌ خونریزى‌ و برادركشى‌ حضرت‌على‌(ع‌) و معاویه‌ و عمروعاص‌ است‌. و اگر این‌ سه‌ نفر از میان‌ برداشته ‌شوند، مسلمانان‌ تكلیف‌ خود را خواهند دانست‌. سپس‌ با هم‌ پیمان‌ بستند كه‌ هر یك‌ از آنان‌ متعهد كشتن‌ یكى‌ از سه‌ نفر گردد.ابن‌ملجم‌ متعهد قتل‌ امام‌ على‌(ع‌) شد و در شب‌ نوزدهم‌ ماه‌ رمضان‌ همراه‌ چند نفر در مسجد كوفه‌ نشستند. آن‌ شب‌ حضرت‌على‌(ع‌) در خانه‌ دخترش‌ مهمان‌ بودند و از واقعه‌ صبح‌ با خبر بودند، وقتى‌ موضوع‌ را با دخترش‌ در میان‌ نهاد، ام‌كلثوم‌ گفت‌: فردا جعده‌ را به‌ مسجد بفرستید.حضرت‌على‌(ع‌) فرمود: از قضاى‌ الهى‌ نمى‌توان‌ گریخت‌. آنگاه‌ كمربند خود را محكم‌ بست‌ و در حالى‌ كه‌ این‌ دو بیت‌ را زمزمه‌ مى‌كرد عازم‌ مسجد شد. كمر خود را براى‌ مرگ‌ محكم‌ ببند، زیرا مرگ‌ تو را ملاقات‌ خواهدكرد.و از مرگ‌، آنگاه‌ كه‌ به‌ سراى‌ تو در آید(10). جزع‌ و فریاد مكن‌ ابن‌ملجم‌، در حالى‌ كه‌ حضرت‌على‌(ع‌) در سجده‌ بودند، ضربتى‌ بر فرق‌ مبارك‌ خون‌ از سر حضرتش‌ در محراب‌ جارى‌ شد و محاسن‌(11) آن‌ حضرت‌ وارد ساخت‌. شریفش‌ را رنگین‌ كرد.

در این‌ حال‌ آن‌ حضرت‌ فرمود: " فزت‌ و رب‌ الكعبه‌ " به‌ خداى‌ كعبه‌ سوگند كه‌ رستگار شدم‌ سپس‌ آیه‌ 55 سوره‌ طه‌ را تلاوت‌ فرمود: " شما را از خاك‌ آفریدیم‌ و در آن‌ بازتان‌ مى‌گردانیم‌ و بار دیگر از آن‌(12)بیرونتان‌ مى‌آوریم‌. حضرت‌على‌(ع‌) در واپسین‌ لحظات‌ زندگى‌ نیز به‌ فكر صلاح‌ و سعادت‌ مردم‌ بود و به‌ فرزندان‌ و بستگان‌ و تمام‌ مسلمانان‌ چنین‌ وصیت‌ فرمود: " شما را به‌ پرهیزكارى‌ سفارش‌ مى‌كنم‌ و به‌ اینكه‌ كارهاى‌ خود را منظم‌ كنید و اینكه‌ همواره‌ در فكر اصلاح‌ بین‌ مسلمانان‌ باشید. یتیمان‌ را فراموش‌ نكنید، حقوق‌ همسایگان‌ را مراعات‌ كنید. قرآن‌ را برنامه‌ى‌ عملى‌ خود قرار دهید. نماز را بسیار گرامى‌ بدارید كه‌ ستون‌ دین‌ شماست‌ ." حضرت‌ على‌(ع‌) در 21 ماه‌ رمضان‌ به‌ شهادت‌ رسید و در نجف‌ اشرف‌ به‌ خاك‌ سپرده‌شد، و مزارش‌ میعادگاه‌ عاشقان‌ حق‌ و حقیقت‌ شد.

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج